محمد مهريار

98

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

( ابهر و قزوين ) و همچنين ازناو ( كرمانشاه ) . واژه‌شناسى : اگر اين واژه را تجزيه كنيم ، به دو جزء « از + نا » برمىخوريم . با واژه « آز » در جزء اول كلمه آشنا هستيم و آن را در واژه‌هاى آز ( اصفهان - رودشت ) و « آش » و « آج » ( اصفهان - لنجان ) و ازوار و ازوارچه اصفهان « 1 » و غيره كه در اطراف مملكت فراوان است ، ديده‌ايم و به‌طور خلاصه « آز » و « از » از همان ريشهء « آو » به معنى آب آمده است و به صور مختلف در اسامى و واژه‌ها باقى مانده است و گفته‌ايم كه وجود كلمهء آب به هر صورت كه باشد از ديرباز مورد نظر ايرانيان بوده است و آن را بر روى امكنه مىنهاده‌اند و اما « نا » به معنى آب است ، مخصوصا وقتى كه از زمين بيرون آيد و حاصل را خراب كند . مىگويند محصول را « نا » زده ، و بوى « نا » بوى نم آب است كه خوردنىها را فاسد مىكند . بنابراين « ازنا » يعنى جايى كه آب آن « نا » است ، « آب نا » است . ازناوله هم بىشك از لحاظ اشتقاق كلمه با ازنا خويشى نزديك دارد . شايد به علت وفور آب و كثرت باران در قديم اين نام بر اين محل گذاشته شده است . ازناوله از دو جزء تركيب شده است ؛ « ازنا + اوله » . جزء اول همان « ازنا » است كه در بالا ذكر آن رفت و اما جزء دوم پسوندى است كه تخفيف يافتهء آن « له » است ، يا « وله » درست معادل « اوله » كه امثلهء بسيار دارد ، زنگوله ، چنگوله و غيره . ازوار Ozv r ( c ? e ) ازوار و فرزند كوچك آن ازوارچه دو ديه كوچك و هر دو در بلوك براآن جنوبى واقع هستند . ديه نخستين 99 نفر و دومين فقط 34 نفر در سال 1345 جمعيت داشته است . « 2 » به‌طورى كه ملاحظه مىشود ، اين دو ديه اهميت زراعى - صنعتى و حتى دامدارى ندارد و جميع ويژگيهاى روستاى براآن در اين دو وجود دارد . آنچه براى ما مهم است ، نام آنهاست . واژه‌شناسى : برحسب تداول رايج محل ازوار را با همزهء مضموم اول تلفظ مىكنند . در تقطيع به صورت « از + وار » باز هم « از + وار + چه » در مىآيد . و البته ضمهء اول در ريشهء

--> ( 1 ) - ن . ك . به : عناوين مربوط به همين كتاب . ( 2 ) - نشريهء 289 م . آ . ا . ص 20 . جمعيت ازوارچه در سال 1375 به 113 نفر رسيده است .